تبليغاتX
news agent

news agent

خبری

کیهان،صلاحیت مشایی را رد کرد و خواستار عزل او شد

روزنامه کیهان در سرمقاله دوشنبه بااشاره به اظهارات اخیر احمدی نژاد خواستار کنارگذاشتن او شد.

کیهان نوشت:

سخنی با برادر عزیزمان جناب آقای دکتر احمدی نژاد، رئیس جمهور محترم و منتخب در میان است و آن، این که؛ در شخصیت آقای اسفندیار رحیم مشایی چه برجستگی و امتیاز ویژه ای دیده اید که دیگران نه فقط نمی بینند، بلکه برای اثبات عدم صلاحیت وی دلایل مستحکمی نیز ارائه می کنند و در همان حال، جنابعالی- با عرض پوزش- ضمن آن که دلیل و نشانه قابل قبولی برای اثبات صلاحیت او ندارید، ایشان را در پست های حساس و کلیدی دولت می گمارید و بر آن اصرار هم دارید؟!

نکته: دراینکه آقای شریعتمداری اصلا و اصولا با همه مخالف است و هیچکس را غیر از خودش و مقام معظم رهبری قبول ندارد شکی نیست. دلیل آن هم این است که هر از گاهی حکم اعدام سیاست مداران را می دهد و می گوید همه را اعدام کنید (موسوی /کروبی/خاتمی) تا مشکلات مملکت حل شود و برود پی کارش. (که البته با این یکی من هم موافقم.) اما مدتی است که شریعتمداری پایش را در کفش رییس جمهور و معاونش اسفندیار رحیم مشایی کرده و مطمئنم چند وقت دیگر او را هم به لیست اعدامی ها اضافه خواهد کرد تا مشکلات مملکت بیشترحل شود و برود پی کارش. که البته من با این یکی خیلی موافق نیستم. حالا چرا؟ دلیل دارد...

اولا: افلاطون یک سخن بسیار معروف دارد او می گوید: حکمرانان باید از میان فلاسفه برگزیده شوند.

دوما: بزرگترین اثر فکری افلاطون بصورت مکالمه جدلی میان سقراط و مصاحبان فرزانه وی تنظیم گردیده و به نام جمهور معروف است. این کتاب درباره علم و لزوم کار برد آن در حوزه سیاست است.

سوما: امیران و حکمرانان سرزمین های گوناگون جهان اسلام در قرن چهارم و پنجم بدون توجه به قومیت و دین دانشمندان و آزاد گذاشتن آنان در بیان عقاید و پرداختن جایزه های گران بها در برابر آثارشان آنان را تشویق می کردند. تا این امر باعث پیدایش دانشمندانی چون فارابی و ابن سینا شود. (که قدشان خیلی بلند بوده)

چهارما: به پیروان ارسطو که یکی از آنها (اسکندر مقدونی) بوده مشاییون گویند. یعنی کسانی که دائما در حال رفت و آمد هستند و در هنگام رفت و آمد فکر می کنند و فلسفه می بافند و جرقه های ذهنیشان را هم در سخنرانی های شان ابراز می دارند.

چهارما: افلاطون به استادش سقراط علاقه خاصی داشته چنانچه بعد از مرگ سقراط دچار افسردگی شده و پس از طی یک دوره درمان طولانی مدت تصمیم می گیرد به شاگردانش محبت فراوان کند چنانچه علاقه او به شاگردانش در تاریخ زبان زد است.

حالا می گویید این چه ربطی به آن دارد خب من می گویم اگر نمی فهمید بروید چند تا کتاب فلسفی بخوانید تا از کلماتی در خصوص (وحدت موجود و وجود ) این جور چیز ها سر در آورید و بعد هم یک نگاهی به سخرانی آقای مشایی بیاندازید آنوقت می فهمید که من چرا می گویم که مخالفم. اگر هم سر در نیاوردید دیگر مشکل خودتان است با فلسفه... به من ربطی ندارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 10:1 PM  توسط طاهره دررودی  | 

 بدون شرح

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 10:34 AM  توسط طاهره دررودی  | 

حدادعادل:

برای عبور از خبرنگاران وجعلنا خواندم

حدادعادل که برای واکسن انفولانزا برای دقایقی صحن علنی مجلس را ترک کرده بود انتظار نداشت که در همین دقایق کوتاه باز هم با جمع کثیر خبرنگاران و سوالات متعدد آنها مواجه شود.

به گزارش خبرآنلاین، او با دیدن خبرنگاران قصد داشت به صحن برگردد اما مطابق رسم همیشگی اش با لبخند به جمع آنها آمد و گفت: به مامور ورود خروج گفتم که اگر این شیاطین نیستند من بیرون بیایم!

او که به شوخی می گفت برای عبور از جمع خبرنگاران "وجعلنا" هم خوانده است، ادامه داد: اما خواستم برای احوال پرسی و عرض ادب هم که شده بیایم و با شما صحبت کنم. خبرنگاری هم به شوخی گفت: مگر حال شیاطین را هم می پرسند؟ خبرنگار دیگری هم به شوخی گفت: آقای دکتر می رویم از قول شما تیتر می زنیم که «رئیس کمیسیون فرهنگی خبرنگاران را شیاطین خواند».

حداد هم با لبخند از خبرنگاران خواست تا شیطنت نکنند و اگر هم خواستند این مطالب را نقل کنند بگویند که او به شوخی این موارد را مطرح کرده است.

او با همین خوشرویی قدم زنان با خبرنگاران عرض راهرو را طی کرد و بی انکه متوجه باشد که مسیری به جز درمانگاه مجلس را طی می کند، به سوالات انان پاسخ داد.

حدادعادل در خلال سخنانش به خبرنگار "خبر" هم گفت: راستی چرا شما مراسم 15 خرداد را کمرنگ  پوشش دادید؟ خبرنگار هم پاسخ داد که چطور بعد از سه ماه چنین سوالی می پرسید و او سوالش را اینگونه اصلاح کرد که منظورش مراسم 13 ابان بوده است. وی با بیان اینکه اخبار رسانه های مختلف را در این زمینه بررسی کرده است ادامه داد: متوجه شدم که روزنامه شما خیلی کوتاه در این زمینه خبر منتشرکرده است که برایم جای تعجب داشت. به شما که یک نیروی انقلابی هستید، این را می گویم که منتقل کنید. سپس با شیطنت دیگر خبرنگاران که به انقلابی خواندن یک خبرنگار خندیدند، حدادعادل هم با جمع همراه شد و این سوال را که دیگر خبرنگاران را چطور می بینید، پاسخ نداد.

بالاخره من که نفهمیدم به نظر آقای حداد عادل خبر نگار شیطان است؟... یا انقلابی است؟... یا شیطان انقلابی است؟... یا انقلابی شیطان است؟... بهر حال هر چه که هست به نظر من باز هم یک موجود بیکار است که هی موی دماغ مردم می شود و نمی گذارد بروند واکسن انفلانزایشان را بزنند ...راستی واکسن آنفلانزا فقط مخصوص درمانگاه مجلس است؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 آبان1388ساعت 9:11 PM  توسط طاهره دررودی  | 

بازداشت خبرنگار خبرگزاری فرانسه در تهران

 فرهاد پولادی خبرنگار خبرگزاری فرانسه، دیروز به وسيله نیروهای امنیتی در ایران بازداشت شده است.

به گزارش رویترز، پولادی که دیروز مشغول پوشش خبری راهپیمایی سیزده آبان در تهران بوده است، روز چهارشنبه توسط سه نفر که دو نفر آنان لباس شخصی و یک نفر آنان لباس پلیس را برتن داشته، بازداشت شده است.

مسئولان این خبرگزاری اعلام کرده‌اند که از دیروز صبح خبری از پولادی ندارند، اما مسئولان وزارت ارشاد به آنان اطلاع داده‌اند که بررسی وضعیت پولادی را در اولویت قرار خواهند داد.
 
نکته: از قدیم و ندیم تا آنجایی که من به یاد دارم سیزده آبان روز دانش آموز بوده و همچنان هست. اما باز این خبرنگارهای بیکار و بیخبر بلند می شوند و می روند برای خودشان توی خیابانها قدم می زنند و... خودتان می دانید دیگر... من که دیروز در خانه ماندم و از جایم تکان هم نخوردم. آخر دانشجویی گفتند... خبر نگاری گفتند... دانش آموزی گفتند... چه معنی دارد یک خبرنگار روز دانش آموز برود خودش را قاطی دانش آموزان جا بزند و از آنها عکس یادگاری بگیرد. خوب به این می گویند کار غیر قانونی... و تازه اینکه پیش از این گفته باشند به هیچ عکاسی در این روز مجوز نمی دهند که بیاید و عکس یادگاری بگیرد. واین مجوز ندادن معنی و مفهومش ان است که پس از این هر اتفاقی که برای شما افتاد (که اتفاقا هم میافتد) مسئولش خودتان هستید. و این موضوع را هر خبرنگار باهوش و با تجربه ای در ایران  می داند و حداقل یک بار آنرا تجربه کرده است. و آمارش را هم همه دارند. حالا خبر نگار فرانسوی یا غیر فرانسوی. خبر نگار خبر نگار است. فرقی هم نمی کند. باید روز دانش آموز در خانه اش بنشیند و برنامه کودکان و نوجوانان را از تلویزیون تماشا کند و گاهی هم چرت بزند و به اینترنت هم کاری نداشته باشد چون در چنین روزهایی اینترنت کیفیت ندارد.
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 2:44 PM  توسط طاهره دررودی  | 

هدف ترور ، وزیر علوم بود

اعضای یک گروه تروریستی که با هدایت مستقیم سیستم جاسوسی سیا از مدتها پیش برای ترور شخصیتهای سیاسی کشور و همچنین مسئولین ارشد نظام برنامه ریزی می کردند، توسط نیروی امنیتی کشور دستگیر شدند.
به گزارش جهان نیوز فرد مورد نظر این گروهک تروریستی کامران دانشجو ، وزیر علوم دولت دهم و رییس سابق ستاد انتخابات کشور بوده است.
بر اساس اسناد و مدارک کشف شده، تروریست‌ها قصد داشتند با طراحی و هدایت سازمان جاسوسی آمریکا با این اقدام موج جدیدی از اغتشاشات و ناارامی در کشور ایجاد کنند .
همچنین این گروه با هدف قرار دادن متولی اصلی برگزاری انتخابات دهم قصد داشت فضای ناامنی و ایجاد درگیری‌ میان جناح‌های مختلف سیاسی را در کشور القا نماید.
گفتنی است این گروه همچنین قصد داشت یکی از چهره های شاخص شورای نگهبان را هم ترور کند.
بنابر اطلاعات به دست آمده، تروریست‌ها درصدد بودند اولین بار در روز رای اعتماد مجلس شورای اسلامی به وزیران پیشنهادی دولت دهم  را مورد سوءقصد قرار دهند.
 
من می گویم آمریکایی ها مخشان عیب دارد. شما  هی بگویید نه... آنها ابر قدرتند و رییس جمهورشان اوباماست که خیلی سیاستمدار است و تازه جایزه صلح نوبل را هم برده و از این جورحرفها آخر خودتان قضاوت کنید... ببینید ... اطلاعات ما کجا و سیا آمریکا کجا؟ سوتی از این بالاتر که سازمان اطلاعات یک کشور ابر قدرت چنین افتضاحی به بار بیاورد .حالا می گویید چرا؟ دلیل دارد
اولا اینکه ما در کشورمان اطلاعات پیشرفته ای داریم (سیا) که هیج (کا گ ب) را هم درس می دهیم . و این چیزی است که آمریکا یی ها هنوز در درک آن مشکل دارند. نمونه اش همین عملیات انتحاری دو هفته پیش که اطلاعات ما به سرعت فهمید که کار کار گروهک جند الله است و به کشور پاکستان هم تذکراتی داده شد.
 
دوما اینکه می آیند و درست زمانی که جایزه صلح نوبل به اوباما تعلق می گیرد دست به چنین کارهایی می زنند. و نمی گذارند لااقل چند روزی بگذرد و این جریان از  اذهان و افکار عمومی پاک شود. و این یعنی اینکه آنها چیزی از سیاست هم سرشان نمی شود.
 
سوما اینکه عقلشان آنقدر کم بوده که از (بین پیامبران جرجیس را انتخاب کردند.)
حالا می گویید این ضرب المثل چه ربطی به آن دارد. هیچ. راستش را بخواهید این مسئله آخر آنقدر خنگولانه است که برای خودم هم قابل تفسیر نیست. شما هم جدی نگیرید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 2:54 PM  توسط طاهره دررودی  |