این وبلاگ به محل دیگری نقل مکان کرده است.
به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ این دادگاه مصری اعلام کرد: « قاضی مصری در یک اقدام شجاعانه(!) نام سید حسن نصرالله دبیرکل جنبش شیعی حزبالله که مورد حمایت ایران(!) را نیز به فهرست متهمان پرونده مشهور به "پرونده حزبالله" اضافه کرد»!
به نوشته روزنامههای امروز مصر، دادگاه عالی امنیت این کشور این اقدام را پاسخ مثبتی به درخواست عده زیادی از حقوقدانان مصری درباره این پرونده دانسته است.
این پرونده، اتهامات تعدادی از شهروندان مصری و غیرمصری را بررسی میکند که به زعم دولتمردان مصر، وظیفه جاسوسی از دولت این کشور و انجام عملیات تروریستی در مصر را بر عهده داشتهاند!
کیهان،صلاحیت مشایی را رد کرد و خواستار عزل او شد
روزنامه کیهان در سرمقاله دوشنبه بااشاره به اظهارات اخیر احمدی نژاد خواستار کنارگذاشتن او شد.
کیهان نوشت:
سخنی با برادر عزیزمان جناب آقای دکتر احمدی نژاد، رئیس جمهور محترم و منتخب در میان است و آن، این که؛ در شخصیت آقای اسفندیار رحیم مشایی چه برجستگی و امتیاز ویژه ای دیده اید که دیگران نه فقط نمی بینند، بلکه برای اثبات عدم صلاحیت وی دلایل مستحکمی نیز ارائه می کنند و در همان حال، جنابعالی- با عرض پوزش- ضمن آن که دلیل و نشانه قابل قبولی برای اثبات صلاحیت او ندارید، ایشان را در پست های حساس و کلیدی دولت می گمارید و بر آن اصرار هم دارید؟!
نکته: دراینکه آقای شریعتمداری اصلا و اصولا با همه مخالف است و هیچکس را غیر از خودش و مقام معظم رهبری قبول ندارد شکی نیست. دلیل آن هم این است که هر از گاهی حکم اعدام سیاست مداران را می دهد و می گوید همه را اعدام کنید (موسوی /کروبی/خاتمی) تا مشکلات مملکت حل شود و برود پی کارش. (که البته با این یکی من هم موافقم.) اما مدتی است که شریعتمداری پایش را در کفش رییس جمهور و معاونش اسفندیار رحیم مشایی کرده و مطمئنم چند وقت دیگر او را هم به لیست اعدامی ها اضافه خواهد کرد تا مشکلات مملکت بیشترحل شود و برود پی کارش. که البته من با این یکی خیلی موافق نیستم. حالا چرا؟ دلیل دارد...
اولا: افلاطون یک سخن بسیار معروف دارد او می گوید: حکمرانان باید از میان فلاسفه برگزیده شوند.
دوما: بزرگترین اثر فکری افلاطون بصورت مکالمه جدلی میان سقراط و مصاحبان فرزانه وی تنظیم گردیده و به نام جمهور معروف است. این کتاب درباره علم و لزوم کار برد آن در حوزه سیاست است.
سوما: امیران و حکمرانان سرزمین های گوناگون جهان اسلام در قرن چهارم و پنجم بدون توجه به قومیت و دین دانشمندان و آزاد گذاشتن آنان در بیان عقاید و پرداختن جایزه های گران بها در برابر آثارشان آنان را تشویق می کردند. تا این امر باعث پیدایش دانشمندانی چون فارابی و ابن سینا شود. (که قدشان خیلی بلند بوده)
چهارما: به پیروان ارسطو که یکی از آنها (اسکندر مقدونی) بوده مشاییون گویند. یعنی کسانی که دائما در حال رفت و آمد هستند و در هنگام رفت و آمد فکر می کنند و فلسفه می بافند و جرقه های ذهنیشان را هم در سخنرانی های شان ابراز می دارند.
چهارما: افلاطون به استادش سقراط علاقه خاصی داشته چنانچه بعد از مرگ سقراط دچار افسردگی شده و پس از طی یک دوره درمان طولانی مدت تصمیم می گیرد به شاگردانش محبت فراوان کند چنانچه علاقه او به شاگردانش در تاریخ زبان زد است.
حالا می گویید این چه ربطی به آن دارد خب من می گویم اگر نمی فهمید بروید چند تا کتاب فلسفی بخوانید تا از کلماتی در خصوص (وحدت موجود و وجود ) این جور چیز ها سر در آورید و بعد هم یک نگاهی به سخرانی اخیر آقای مشایی بیاندازید آنوقت می فهمید که من چرا می گویم که مخالفم. اگر هم سر در نیاوردید دیگر مشکل خودتان است با فلسفه... به من ربطی ندارد.



